تبلیغات
آن روزها گذشت دگر آرزو مکن

آن روزها گذشت دگر آرزو مکن
 
قالب وبلاگ
نویسنده
میخونمشون
شما هم بخونید
پست این هفته همونطور که از اسمش پیداست به موضوع های مختلفی اختصاص داره . به قول معروف هر چی دل تنگم خواسته فرمودم .

+ هفته ی پیش سعادتی نصیبمان شد و همراه یکی از دوستان ،از یک نمایشگاه بین المللی عکس که در حوزه ی هنری استان پر از گل و بلبل و امن و امانمون برگزار شده بود دیدن نومودیم . به نظر من عکسها عالی نبودن اما قشنگ بودن  چند تاشو هم برای تماشای شما دوستان خوبم انتخاب کردم . مشخصات عکسها ، نام و ملیت عکاس شرکت کننده  و موضوع عکس در قسمت پایین عکس موجوده .







+*2  تا حالا براتون پیش اومده تشریف ببرین جایی بعد گلاب به روتون محتاج استفاده از دبلیو سی باشین بعد اونوخ متوجه بشین آب قطعه!!!!. چه تدبیری اندیشیدین و یا می اندیشیدین ؟؟؟


+*3  کشف جدید محققین میدونین چیه ؟کاشف به عمل اومده این دخترایی که روژ لب رو میکشن تا بالای لبشون ،نوه ی همون پیرمردایی هستن که شلوارشون رو  میکشن بالا تا زیر بغلشون .


+*4  مادر جان اینروزها تنها از نگاه تو آرامش می گیرم .عاشق واقعی تو هستی که از تمام زندگیت گذشتی و تمام عمر بی توقع برایم مادر بودی . نامت را با مهر بر قلبم می کوبم . * بهشت زیر پاهای تو گمشده است *

+*5   روز گرامیداشت مقام معلم هم در پیش است . سپاس و بیکران درود تقدیم همه ی دوستانی که دستی در این شغل شریف دارند و یا داشته اند . نام و یاد نیک پدر عزیز من نیز گرامی و روحش شاد . 


+*6  حتما خاطرتون هست در زمانی نه چندان دور، دوست  خوبی با نام شوخ شب برامون کامنت میگذاشت . موقع نوشتن این پست نمیدونم چرا همش به یادش بودم . یادش بخیر میگفت من بیگ برادرتون هستم . امیدوارم هرجا که هست شادیهای پایدار همراهش باشن و هیشه به دور از آفات و بلایا باشه.


داستایوفسکی نوشت : بعضی از آدمها را دوست میدارم . آدمهایی که گاهی بی دلیل دوستشان داریم بی آنکه بدانیم چرا .

یه چی دیگه هم در ادامه ی مطلب بخونید 


انتخاب 

ترک کردم به روز آدینه /  راحت خانه در هوایی سرد
تا دهم رأی انتخاباتی/  چه تفاوت کند به زن یا مرد 
هر طرف بود محشری بر پا /  ماجرایی که شرح نتوان کرد 
همه جا های و هوی و تبلیغات /  همه اندر رقابت اند و نبرد 
در تحیر از این همه غوغا/  گشته بر پا از آن هیاهو گرد 
ناگهان دختری نکو منظر /  از میان همه به من رو کرد 
قد بلند و سپید روی و ظریف/  طاق ابروش دام می گسترد 
گفت : آقا خبرنگارم من /  تو که را انتخاب خواهی کرد ؟
من بیچاره ی ندید بدید /  باختم قافیه به بازی نرد 
از چنان خوشگلی و طنازی /  نفسم حبس گشت و رویم زرد 
آتشی در درون من افتاد /  عشق در قله ، بنده کوهنورد 
گفتمش در جواب تو باید /  سخن راست بر زبان آورد 
اگر این انتخاب آزاد است /  " من تو را انتخاب خواهم کرد "


                              محمد رضا عالی پیام 

[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ A-R-I-Y-A ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


کاش می شد باز هم برگشت تا آن روزها...
............................
وقتى دلت میگیرد...جلوى آینه مى ایستى... رژلب مى زنى...کمى عطر...
نیش خندى میزنى به خودت...
به دلتنگى هایى که برایشان نقاب مى دوزى...
لباس رنگى ات را مى پوشى...
موهایت را مى بندى...
چند دانه اى مروارید به بغض هایت مى آویزى
در آخر آنقدر زیبا مى شوى که همه شک مى کنند,
محال است بفهمند که
"دلتنگ ترینی "

آمار سایت
مهربونای امروز : نفر
نگاههای قشنگ دیروز : نفر
كسانیکه زحمت کشیدن : نفر
عزیزان این ماه : نفر
نازنینان ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

بازیچه

  • خسوف