تبلیغات
آن روزها گذشت دگر آرزو مکن

آن روزها گذشت دگر آرزو مکن
 
قالب وبلاگ
نویسنده
میخونمشون
شما هم بخونید
آیا میدونستین روزی به عنوان روز بزرگداشت امامزاده ها بنیان نهاده شده ؟
آیا میدونستین قرار هست سایتی برای ساماندهی حاجات راه اندازی بشه تا مردم وقت گرانبهای خودشون رو بیهوده تلف نکنن و از همون ابتدای امر با توجه به حاجتشون تصمیم بگیرن بسوی کدوم امامزاده روانه بشن ؟
شمام شنیدین ؟ اینا واقعیته یا الکیه ؟



* و اما اصل مطلب:
نتایج شمارش آراء مأخوذه از 49 کامنت عمومی و 26 کامنت خصوصی بدین شرح اعلام می گردد:

شماره ی 4 : دو رأی

شماره ی 6 : یک رآی

شماره ی 9 :  دو رأی

شماره ی 10 : پنج رأی

شماره ی 11 : یک رأی

شماره ی 12 : یک رأی

شماره ی 13 : سه رأی

شماره ی 14 : سه رآی

شماره ی 15 : یک رآی



+ عکسها حقیقتا همه قشنگ بودن . همگی گویای سلیقه هایی خوش اما متفاوت بود . و البته گویای روحیات متفاوت . 

الان همه متوجه شدین که عکس خبرنگار بیشترین رأی رو آورده اما خب من میدونم خبرنگار پسر خوبیه و جایزه شو با همه قسمت میکنه پس جایزه برا همه س اونم نه یکی ، بلکه دو تا . ( حجم این فایل بالا بود آپلود نکردم . کسی میدونه یه فایل ویدیویی با حجم 74 مگابایت و فرمت avi رو چطور باید کم حجمش کنم ؟ چندتا کانورتور امتحان کردم جواب نداد)





شیرین لبی شیرین تبار 
مست و می آلود و خمار
مه پاره ای بی بند و بار
با عشوه های بی شمار 
هم کرده یاران را ملول 
هم برده از دلها قرار
مجموع مه رویان کنار 
تو یار بی همتا کنار 
زلفت چو افشان میکنی 
ما را پریشان میکنی 
آخر من از گیسوی تو 
خود را بیاویزم به دار 
یاران هوار ، مردم هوار 
از دست این بی بند و بار 
از دست این دیوانه یار 
از کف بدادم اعتبار 
می میزنم ، می میزنم 
جام پیاپی میزنم 
هی میزنم ، هی میزنم ، بی اختیار
کندوی کامت را بیار 
بر کام بیمارم گذار
تا جان فزاید جان تو 
بر جان این دلخسته ی بشکسته تار 

* این شعر رو همای بسیار زیبا اجرا کرده . 

** بدین وسیله به اطلاع همه ی دوستان ، عزیزان ، گرامیان ، دلبندان  ، دلبستگان و  قس علیهذا می رساند که روز پنج شنبه جشن تولدی در همین مکان برپا می باشد .لازم به تذکر است که از پذیرفتن عزیزانی که کادو همراه خود نیاورده اند جداً معذوریم .



[ شنبه 23 شهریور 1392 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ A-R-I-Y-A ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


کاش می شد باز هم برگشت تا آن روزها...
............................
وقتى دلت میگیرد...جلوى آینه مى ایستى... رژلب مى زنى...کمى عطر...
نیش خندى میزنى به خودت...
به دلتنگى هایى که برایشان نقاب مى دوزى...
لباس رنگى ات را مى پوشى...
موهایت را مى بندى...
چند دانه اى مروارید به بغض هایت مى آویزى
در آخر آنقدر زیبا مى شوى که همه شک مى کنند,
محال است بفهمند که
"دلتنگ ترینی "

آمار سایت
مهربونای امروز : نفر
نگاههای قشنگ دیروز : نفر
كسانیکه زحمت کشیدن : نفر
عزیزان این ماه : نفر
نازنینان ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

بازیچه

  • خسوف